انجیرهای سرخ مزار
کانون فیلم و کانون آفرینش داستان حوزه هنری استان اصفهان طی سه روز متوالی ، با حضور کارشناسانی از کشور افغانستان ، به نقد و بررسی سینما و ادبیات این کشور می پردازند.
این برنامه در روز دوشنبه 26/9/1386 با نمایش فیلم «اسامه» به کارگردانی صدیق برمک ، در روز سه شنبه 27/9/1386با نمایش فیلم «خاکستر و خاک» به کارگردانی عتیق رحیمی ، با حضور محمد سرور رجایی و محمد حسین محمدی به نقد و بررسی سینمای افغانستان پرداخته و در روز چهارشنبه 28/9/1386 در چهل و یکمین نشست تخصصی عصری با داستان به بررسی سرگذشت داستان کوتاه فارسی معاصر افغانستان ، با سخنرانی محمد حسین محمدی(برنده ی جایزه ی گلشیری و جایزه ادبی اصفهان) می پردازد.
تالار سعدی حوزه هنری استان اصفهان واقع در خیابان استانداری ، کوچه سعدی ، طی این سه روز ، در ساعت 5:30 عصر پذیرای هنردوستان گرامی خواهد بود.
اطلاعات بیشتر پیرامون فیلمها ، کارگردانان و کارشناسان این برنامه:
فیلم اسامه
پس از چندی، بیمارستان توسط طالبان تعطیل می شود. از آن جا که هیچ زنی اجازه ی بیرون آمدن و کارکردن در خارج از خانه را ندارد، مادر تصمیم می گیرد با کوتاه کردن موهای دخترش او را در ظاهر یک پسر به سر کار بفرستد و ...
صدیق برمک کارگردان 41 ساله و افغانی این فیلم در رشته ی فیلم سازی از دانشگاه مسکو فارغ التحصیل شده است. او درباره ی اسامه می گوید: (اسامه یک تراژدی واقعی در دورانی است که هیچ کس حق تصمیم گیری برای خود نداشته است.)
این فیلم نخستین محصول سینمای افغانستان بعد از سقوط طالبان است و با این وجود جوایز زیادی را نصیب خود کرده است. جایزه ی بهترین فیلم خارجی در جشنواره ی کن در مراسم گلدن گلاب از طرف اتحادیه ی مطبوعات خارجی هالیوود، و جایزه ی اصلی جشنواره ی (فیلم نو و رسانه ی نو) در شهر مونترال کانادا، از جمله موفقیت های این فیلم است.
صدیق برمک اهدای این جوایز را نقطه ی عطفی در تاریخ سینمای افغانستان می داند و اظهار امیدواری می کند که نه تنها جوانانی که اکنون در کشور او به فیلم سازی روی آورده اند، بلکه همه ی کسانی که در سینمای افغانستان فعال بوده اند و مهاجرت کرده اند، به کشور بازگردند تا بتوانیم هر سال فیلم هایی را به جشنواره های جهانی بفرستیم. وی می افزاید، دنیا متوجه شده است که اگر افغان ها بتوانند نفسی به راحتی بکشند، استعداد این را دارند که سازنده ی صلح و آرامش باشند و عشق بیافرینند.
فیلم خاکستر و خاک
بابه دستگیر (غنی یوسفزی) که تقریبا تمام اعضای خانواده اش را در جنگ از دست داده، می خواهد داستان این مصیبت و ویرانی روستای اجدادی شان را به تنها پسرش که در یک معدن ذغال سنگ کار می کند برساند. او باید به تنها عضو باقی مانده ی خانواده اش بگوید که دیگر هیچ کس در انتظار او نیست و همسرش نیز مورد تجاوز جنگاوران قرار گرفته است.
این فیلم نخستین ساخته ی بلند عتیق رحیمی، سومین فیلم افغانی معرفی شده به جشنواره ی اسکار و محصول مشترک افغانستان و فرانسه است. رحیمی از سال 1985 ساکن فرانسه می باشد.
جوایزی که این فیلم به خود اختصاص داده است به شرح زیر می باشد:
جایزه ی نگاه به آینده در جشنواره ی کن، جایزه ی بهترین فیلم و بهترین بازیگر مرد در جشنواره ی سینه فان در هند، جایزه ی بهترین فیلم زبان خارجی در مراسم گلدن گلابِ جشنواره ی کن و سیمرغ بلورین برای بهترین فیلم در بخش مسابقه ی آسیا در جشنواره ی فیلم فجر.
همچنین خاکستر و خاک کاندیدای بهترین فیلم زبان غیر انگلیسی اسکار شد.
محمد سرور رجایی - ۱۳۴۸ - کابل - افغانستان
شاعر و روزنامه نگار، مدیر اجرایی خانه ی ادبیات افغانستان و مدیر جلسه ی ادبی شعر و قصه ی افغانستان در حوزه ی هنری تهران، عضو هیات تحریریه ی مجله فرهنگی-ادبی فرخار، نشریه ی خانه ی ادبیات افغانستان، و مجله ی طراوت ویژه ی کودکان افغانستان می باشد.
در سال 1373، بعد از سقوط شهر کابل توسط طالبان، به ایران مهاجرت کرده و از آن زمان ساکن شهر تهران است. پیش از آن مدت هشت سال عضویت یکی از احزاب جهادی افغانستان را داشته و در آن سال ها با برخی از نشریات مجاهدین نیز همکاری می کرده. در حال حاضر همکاری قلمی پیوسته با روزنامه ی سرمایه، مجله های شعر، سوره و با برنامه ی همزبانان رادیو فرهنگ که ویژه ی فارسی زبانان غیر ایرانی است، دارد. در سال جاری مجموعه شعری با نام (گل های باغ کابل) در مقطع سنی کودکان و نوجوانان در افغانستان نیز از وی به چاپ رسیده است.
محمدحسين محمدي - ١٣٥٨ - مزارشريف - افغانستان
داستان نويس و پژوهشگر معاصر افغانستان در سال 1358 خورشيدي در مزارشريف افغانستان به دنيا آمد. با يورش ارتش سرخ شوروي به افغانستان، در اوايل دهه ی شصت خورشيدي به همراه خانواده به ايران مهاجرت كرد. تحصيلاتش را تا صنف دوازدهم در مشهد گذراند. در سال 1375 به شهرش بازگشت و در دانشکده ی پزشكي بلخ سرگرم تحصيل شد. با اشغال مزارشريف به دست گروه طالبان، تحصيلش ناتمام ماند و دوباره به ايران كوچيد. در كنار نوشتن و كار در مطبوعات افغانهاي مقيم ايران و مجله هاي فرهنگي و ادبي ايران، در سال 1379 وارد دانشکدهی صدا و سيما و در رشتهی كارگرداني تلويزيون مشغول به تحصیل شد. اكنون نيز دانشجوي كارشناسي ارشد كارگرداني تلويزيون در همين دانشکده است.
او از نوجواني به نوشتن داستان روي آورد و در كنار داستان نويسي و شعر (به ويژه براي كودكان و نوجوانان)، در نقد و پژوهش ادبي نيز دستي دارد.
كتابهاي چاپ شده برای بزرگسالان
1- پروانه ها و چادرهاي سفيد (مجموعه داستان)، مركز فرهنگي نويسندگان افغانستان، 1378.
2- انجيرهاي سرخ مزار (مجموعه داستان)، چشمه، 1383.
3- يك آسمان گنجشك (مجموعه شعر نوجوان)، كانون پرورشي فكري كودكان و نوجوانان ايران 1381. اين كتاب به زبان جاپاني نيز ترجمه شده است
4- از ياد رفتن (رمان كوتاه)، چشمه، 1386.
5- فرهنگ داستان نويسي افغانستان (پژوهش)، شهاب ثاقب، 1385